تبلیغات
منطقه امن
سه شنبه 24 اسفند 1389

اپتیما

   نوشته شده توسط: امیر حسین    

 

 

مشخصات فنی کیا اپتیما

مدل

Optima

کلاس خودرو

سدان خانوادگی بزرگ نیمه لوکس (D-Segment)

گیربکس

5 دنده اتوماتیک تیپ ترونیک

محور محرک

 دیفرانسیل جلو (FWD)

تعداد و آرایش سیلندر/سوپاپ

V6 /24

حجم موتور (سی سی)

2656

قدرت (اسب بخار)

6000/191

گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)

4500/250

توان وزنی مخصوص (اسب بخار بر تن)

134

توان خروجی مخصوص (اسب بخار بر لیتر)

72

حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت)

-

شتاب صفر تا صد (ثانیه)

-

طول/عرض/ارتفاع (میلی متر)

4800/1805/1480

فاصله دو چرخ جلو/ دو محور (میلی متر)

1563/2720

وزن خالص (کیلوگرم)

1431

مشخصات تایر

70R17/215

مصرف شهری (لیتر در صد کیلومتر)

-

مصرف جاده ای (لیتر در صد کیلومتر)

-

مصرف ترکیبی (لیتر در صد کیلومتر)

9.1

استاندارد آلایندگی

Euro 4

حجم مخزن سوخت (لیتر)

62

 

آپشن های موجود بر این خودرو برای واردات به ایران :

کیا اپتیما - EX
 
مدل
2010 - آپشن خلیج فارس
مشخصات موتور و دنده
6 سیلندر، 2700 سی سی، 188 اسب بخار، 5 دنده اتوماتیک
امکانات
سیستم صوتی با قابلیت پخش CD و MP3 - کروز کنترل اتوماتیک - چراغ نقشه خوان - محفظه نگهداری عینک - کنترل سیستم صوتی از روی فرمان - توری محافظ بار - سیستم ورود بدون کلید - سیستم ضد قفل ترمز ABS - دو عدد ایربگ - آینه های جانبی برقی با گرمکن - شیشه های برقی - مه شکن جلو - ذخیره کننده باتری - صندلی های تاشو عقب - قفل مرکزی
امکانات ویژه
رینگ 17 اینچی - سیستم تهویه اتوماتیک - رکاب جانبی - صفحه نشان دهنده های سوپرویژن - صندلی برقی راننده - سنسور پارک عقب - صندلی های چرم - سیستم روشنایی خودکار چراغهای جلو - سانروف برقی


سه شنبه 24 اسفند 1389

fggff

   نوشته شده توسط: امیر حسین    

امروز می خوام به اختصار بعضی از اصطلاحات خودرویی که در خودرو های روز دنیا رایج است را توضیح بدم .

4WD :

سامانه چهار چرخ محُـَرِّک یا (4WD) یا (4x4) خودرویی است که قابلیت گشتاوری نیروی محرکه تولید شده موتور را به بر روی چهار چرخ به صورت همزمان دارد. بنا بر عقیده بسیاری از مردم این نوع خودرو خودروی بیابانی است. همچنین این نوع خودرو نقش مهمی در بازی‌های رالی دارد.

Sedan :

سدان یا سالون به خودروهای سواری معمولی یا اصطلاحاً صندوقدار میگویند که دارای سقف ثابت ، صندوق عقب مجزا و دو ردیف صندلی بوده و میتواند دو یا چهار در داشته باشد . سدان متداولترین شکل طراحی بدنه خودرو میباشد .


شنبه 27 آذر 1389

سبك بوسیدن ماه های مختلف سال

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :فال ،

برج حمل (فروردین) بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

====


برج ثور
(اردیبهشت) بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...

====

برج جوزا (خرداد) بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.

====

برج سرطان (تیر) بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...

====

برج اسد (مرداد) بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.

====

برج سنبله (شهریور) بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.

====

برج میزان (مهر) آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.

برج عقرب
(آبان) شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.

====

برج قوس
(آذر) بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

====

برج جدی
(دی) بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

====

برج دلو
(بهمن) بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

====

برج حوت
(اسفند) بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است .


جمعه 1 مرداد 1389

فرکانس شبکه فارسی 1

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

شبکه farsi 1 فرکانس های خود را به فرکانس های زیر تغییر داده است :

Satellite: ARABSAT Badr4

Frequency: 12,111 MHz

Symbol Rate: 27.5 Msps

FEC: 3/4

Polarity: Horizontal

Satellite: NILESAT

Frequency: 12,437.00 MHz

Symbol Rate: 27.5 Msps

FEC: 3/4

Polarity: Horizontal

www.farsi1.tv


جمعه 18 تیر 1389

وعده ما لب دریا

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :شعر و ادب ،

کاش تو قحطی شقایق
 باز بشیم سوار قایق
بشینیم بریم تو دریا
من و تو تنهای تنها
ماهیا خیلی امینن
نمی گن اگه ببینن
انقدر می ریم که ساحل
 از من و تو بشه غافل
قایق و با هم می رونیم
می ریم اونجاها می مونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه صدای گلفروشش
مث اینجا ‌آهنی نیست
 خوبه اما گفتنی نیست
پس ببین یادت بمونه
 کسی ام اینو ندونه
 زنده بودیم اگه فردا
 وعده ی ما لب دریا
صبح پاشو بدون ساعت
که فراموش بشه عادت
نره از یاد تو زیبا
 وعده ی ما لب دریا


یکشنبه 6 تیر 1389

" مغز آکبند "

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

سلام

بعد از چند وقت تصمیم گرفتیم به روز کنیم .

اما دلیل به روز کردنم یه داستان بود , که امیدوارم گل پسر ها باهاش حال کنن .

داستان :

پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دكتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی ...
پزشک جراح در حالی كه قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی كه در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه."
"این عمل، كاملا در مرحله أزمایش، ریسكی و خطرناكه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره، بیمه كل هزینه عمل را پرداخت میكنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت كنین."
اعضاء خانواده در سكوت مطلق به گفته های دكتر گوش می كردند، بعد از مدتی بالاخره یكیشون پرسید :"خب، قیمت یه مغز چنده؟"
دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یك زن و 200$ برای مغز یك مرد."
موقعیت ناجوری بود، خانمهای داخل اتاق سعی می كردند نخندند و نگاهشون با آقایان داخل اتاق تلاقی نكنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدند !
بالاخره یكی طاقت نیاورد و سوالی كه پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید كه : "چرا مغز خانمها گرونتره؟"
دكتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد كه : "این قیمت استاندارد مغزه!"
ولی مغز آقایان چون استفاده میشه، خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر!"

خوش باشید و نظر را هم فراموش نکنید .


چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389

ختنه زنان

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

یافتن نام مناسب برای اشاره به برش دستگاه تناسلی زنان برش موضوعی جدال برانگیز بوده‌است. به صورت سنتی از کلمه «ختنه زنان» استفاده می‌شده‌است . از اواخر دهه هفتاد میلادی لغت «مثله کردن آلت تناسلی زنان» مورد استقبال قرار گرفت .

خاستگاه جغرافیایی رسم قطع آلت تناسلی را، درهٔ رود نیل در مصر باستان می‌دانند. گمان بر این است که این رسم‌ها بعدها به نواحی اطراف چون حوزه رود نیل، و شمال شرق و غرب آفریقا گسترش یافته‌است. قدیمی ترین شاهد موجود  هستند که به ۲۰۰ سال قبل از میلاد باز میگرداند و آثار قطع کلیتوریس در آنها پیداست. مورخ یونانی هرودوت وجود این رسم را در بین مصریان در سال پنجم پیش از میلاد گزارش کرده‌است. هرودوت همچنین گزارش‌می‌کند که رومی‌ها، اتیوپی‌ها، و فنیقی‌ها نیز قطع دستگاه تناسلی زنان را انجام می‌دهند. جغرافی‌دانان یونانی استرابو آنرا در بین مصریان در حدود سال ۲۵ قبل از میلاد گزارش می‌کند. این رسم هدفش جلوگیری از بیقاعدگی جنسی نمی‌بود، بلکه نوعی مناسک گذر به حساب می‌آمده‌است که ریشه آن در افسانه‌های بدویان مصری و دیگر مردمان آفریقا بوده‌است. این مردمان بر این اعتقاد بودند که ارواح خدایان و انسان‌ها دوجنسی می‌باشند. این ارواح ویژگی‌های دوجنسی خود را روی ارگان‌های تناسلی تصویر می‌کنند. بدین گونه، زنانگی مرد در پوست روی اندام جنسی مرد، و روح مردانه زن در کلیتوریس او است. برش این بخش‌ها عملاً بخش زنی مرد را می‌زداید و او را به یک مرد کامل تبدیل می‌کند؛ و بخش مردی زن را می‌زداید و او را به یک زن کامل تبدیل می‌کند. امروزه هنوز زنان مصری به زنانی که ختنه نشده‌اند با دید تحقیر نگریسته و می‌گویند: «تو مثل یک مرد هستی».

سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال ۱۹۹۷ میلادی مثله کردن آلت تناسلی زنان را بر سه نوع تقسیم‌بندی کرده بود :

  • نوع اول: برداشتن کلی یا جزئی کلیتوریس و/یا غلفه است (کلیتوریدکتومی)
  • نوع دوم: برداشتن کلی یا جزئی کلیتوریس و لبهای کوچک فرج، با/بدون بریدن لبهای بزرگ فرج
  • نوع سوم: هرگونه تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لبهای کوچک فرج و/یا لبهای بزرگ فرج، با یا بدون بریدن کلیتوریس

    خطرات ختنه زنان

    در بیانیه مشترکی که سازمان بهداشت جهانی، یونیسف، یونسکو، حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌های وابسته به سازمان ملل برعلیه ناقص‌سازی زنان منتشر نموده‌اند صریحا عنوان شده‌است که هیچ سود پزشکی برای ختنه زنان شناخته نشده‌است و در عوض مشخص شده‌است که این عمل برای دختران و زنان از بسیاری جهات مضر و خطرناک می‌باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که مضرات ختنه زنان بیش از فواید پیشنهادی توسط طرفداران آن است.

    بگفته سازمان بهداشت جهانی هر برش در اعضای بدن می‌تواند مخاطره انگیز باشد خصوصاً اگر تحت شرایط غیر بهداشتی انجام شود، اما اکثر خطرات شدید ذکر شده برای بریدن آلت تناسلی زنان مربوط به شدیدترین نوع (ختنه فرعونی) می‌باشد. سازمان یونیسف در مورد کسانی که به وجود ختنه نوع شدید و خفیف اعتقاد دارند بیان می‌کند: «ما به شدت نگران این موضوع هستیم که ختنه زنان در بسیاری موارد توسط کادر پزشکی و در درمانگاه انجام می‌شود. در برخی جوامع که ختنه زنان بسیار رایج است این تفکر وجود دارد که می‌توان عمل ختنه زنان را به صورت خفیف و توسط کادر درمانی انجام داد. اما واقعیت این است که این عمل کلا مردود است و نوع شدید و خفیف ندارد.»

    ناقص سازی زنان پیامدهای منفی بر سلامت و روان زنان و دختران دارد. اولین مشکلات در زمان عمل رخ می‌دهد. تقریبا تمام دختران در هنگام عمل دردی جانکاه و خونریزی را تجربه می‌کنند. در بعضی انواع ناقص‌سازی پای دختران باید برای روزها و یا هفته‌ها به هم بسته شود که بسیار وضع ناراحت کننده‌ای را به دختران بوجود می‌آورد. عفونت‌های بعد از عمل نیز محتمل است. هرچند تعداد این مورد تنها زمانی مستند می‌شود که بیمار جهت درمان به بیمارستان مراجعه کند. ناقص سازی پیامدهای ناگوار بلند مدت متعددی دارد. کاهش لذت جنسی، دردهای عصبی، عفونت، مشکلات روانی، و استرس‌های بعد از عمل اختلال‌های ادراری، آسیب به ارگان‌های مجاور، عوارض روانی جنسی از جمله این پیامدهای ناقص‌سازی است.  همچنین بریدن دستگاه تناسلی زنان میزان احتمال ابتلا به عفونت‌ها را افزایش می‌دهد و سبب هپاتیت نوع ب، HIV و انتقال عفونت‌ها از جمله انتقال ویروس می‌گردد.  بروز عفونت لگنی در زنانی که ختنه شده‌اند بیشتر بوده، و این ممکن است باروری آنها را تحت تأثیر قرار دهد. از نظر آماری، زنان عقیم در بین کسانی که قطع دستگاه تناسلی نوع سوم انجام داده‌اند بیشتر یافت می‌شود. کشور سومالی بیشترین تعداد برش دستگاه تناسلی نوع سوم را دارد، ولی بیشترین نرخ مرگ نوزادان و مرگ مادر در جهان را نیز داراست. اگر چه عوامل دیگر نیز در این موضوع دخیل هستند، ولی می‌توان بخشی از دلیل را به برش دستگاه تناسلی نسبت داد .

    پیامد های جنسی

    یکی از مهمترین دلایل سنتی انجام ناقص سازی جنسی زنان، برای کنترل یا کم کردن میل جنسی زنان است.

    اما برخی محققان و منتقدان به بیفایده بودن این دلیل می‌پردازند: طبق تحقیق کومو توماس، عملی که قرار بوده بیقاعدگی در امور جنسی را بکاهد، عملاً سبب تشدید آن شده‌است چرا که موجب شده زنانی که رضایت جنسی کمتری از آمیزش جنسی یافته‌اند به‌دنبال مردانی بگردند که رضایت جنسی بیشتری به آنها بدهند. بدین سان در نظرسنجی‌هایی که در مصر و سودان انجام گرفته زنان گزارش از آمیزش دردناک داده‌اند ولی اعتقاد نداشتند که میزان شهوت آنها یا قابلیت آنها برای رسیدن به ارگاسم کاهش یافته‌است. برخی از منتقدان بریدن آلت تناسلی زنان آن را تضمین باکره‌گی نمی‌دانند: در تحقیقات انجام شده زنان سودانی گفته‌اند که برخی از زنان برای مردانشان خودشان را مجدد ختنه کرده زیرا این کار باعث می‌شود که کانال مهبل تنگ‌تر شده و باکره‌گی شبیه‌سازی شود. بعلاوه زنان مطلقه و بیوه‌ها نیز قبل از ازدواج مجدد این کار را انجام می‌دهند. بر پایه این مشاهدات، منتقدان اینگونه نتیجه گیری کرده که ختنه باعث تضمین باکره‌گی نیست.

    باور های غلط در مورد ناقص سازی زنان

    • جنسی (برای کنترل یا کم کردن میل جنسی زنان)
    • اجتماعی (دلایلی مانند ورود دختران به مرحله زنانگی (مناسک گذار)، اتحاد اجتماعی و حفظ پیوستگی اجتماعی)
    • باورهای بهداشتی و زیبایی‌شناختی (باور به اینکه آلت تناسلی زنانه کثیف یا زشت است. در کردستان عراق از دست زنی که ختنه نشده باشد غذا نمی‌خورند و آن غذا را پاک نمی‌دانند.)
    • سلامتی (باور به اینکه این عمل قدرت باروری زن را بالا می‌برد یا موجب زنده ماندن نوزاد می‌شود)
    • باورهای مذهبی (باور به اینکه بریدن آلت جنسی زنان دستوری مذهبی است)

    بر اساس مطالعه آماری که توسط کمیته‌ای وابسته به سازمان ملل در سال ۱۹۸۵ میلادی در آفریقا انجام پذیرفته، ۵۴ درصد افراد عرف رایج را دلیل اصلی برش دستگاه تناسلی دانسته‌اند. دلایل بعدی انجام وظیفه مذهبی و کاستن شهوات زنانه گزارش شده‌است. این نتایج سازگار با مطالعات آماری است که دو سال قبل در سال ۱۹۸۳ در سودان انجام پذیرفته بود. از بین ۴۵۰۰ شرکت کننده، ۸۷٫۷ درصد از مردان و ۸۲٫۲ درصد از زنان این عمل را تأیید کرده بودند که دلایل اصلی آنها سنت و عرف موجود و مذهب بود. دلایل دیگری که این افراد در حمایت از ختنه زنان ذکر کرده‌اند عبارت است از: تمیزی، قابلیت ازدواج، اجتناب از بی‌قاعدگی در امور جنسی، تضمین باکره‌گی، بهبود قابلیت تولید مثل، کاهش تلفات نوزادان و مادر، بالا بردن لذت جنسی شوهر.

    خاطرات «واریس دیری» او متولد افریقاست .نماینده سازمان ملل برای مقابله با ختنه دختران :

    ختنه ام کردندو من هرگز فراموشنمی کنم

    ۶ هزار دختربچه هر روز ختنه می‌شوند

    «واریس دیری» شاید زیباترین و درعین حال غمگین ترین دیپلمات مستقر در سازمان ملل در نیویورک باشد .

    از صحراهای سومالی آمده است. کتاب خاطراتی دارد به نام «گل صحرا» . دراین کتاب فاجعه‌ای را شرح می‌دهد که قربانیان آن دختران کم سن و سال  اند. آنها که در این سن و سال ختنه می‌شوند، چند سال بعد به خانه بختی که برای آنها جز شوربختی نیست فرستاده می‌شوند .

    ۵ ساله بود که ختنه اش کردند و ۱۳ ساله بود که مرد ۶۰ ساله‌ای خواستگارش شد. تن به این ازدواج نداد و از خانه گریخت. نمی  خواست هم سرنوشت خواهرش شود. ختنه او را به چشم دیده بود و خود قربانی این توحش و سلاخی بود .

    «واریس دیری» بعدها خود را به لندن رساند و مدل شد. دراین حرفه موفق بود، اما شهرت امروزی او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمتی است که در سازمان ملل متحد دارد. او سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است. جنایتی که طبق آمار منتشره سازمان ملل، هر روزه روی ۶۰۰۰ دختر بچه عرب و افریقایی و برخی کشورهای آسیائی دیگر انجام می‌شود .

    کتاب خاطرات او را با نام «گل صحرا» شهلا فیلسوفی و خورشید نجفی ترجمه کرده اند و نشر چشمه در تهران، درپاییز ۱۳۸۳ آن را منتشر ساخته است .

    بخشی از خاطرات «واریس دیری» :

    «…آن شب، هیجان زده بیدار ماندم. ناگهان مادرم را دیدم که بالای سرم ایستاده است.هوا هنوز تاریک بود، قبل از سحر، زمانیکه تاریکی کم کم جای خود را به روشنایی می داد و سیاهی آسمان به خاکستری می‌گرایید. او با اشاره به من فهماند که ساکت باشم و دستش را بگیرم. من پتوی کوچکم را پس زدم و خواب آلود، تلو خوران، به دنبال او راه افتادم. حالا می‌دانم چرا دختران را صبح زود با خود می‌برند .

    می‌خواستند قبل از آنکه کسی بیدار شود، آنها را ببرند تا صدای فریادشان شنیده نشود. در آن لحظه، هر چند گیج بودم و به سادگی آنچه می‌گفتند انجام می دادم.
    ما از محلی که زندگی می‌کردیم دور شدیم و به سمت دشت رفتیم. مادرم گفت: «اینجا منتظر می‌مانیم»، و ما بر روی زمین سرد به انتظار نشستیم. آسمان کم کم روشن می‌شد؛ به سختی اشیاء را می شد تشخیص داد. خیلی زود صدای لخ و لخ صندل‌های زن کولی را شنیدم. مادرم نامش را صدا کرد و گفت:«خودت هستی؟»
    « بله اینجایم»

    هنوز هیچ چیز نمی دیدم، فقط صدایش را شنیدم. بدون اینکه نزدیک شدنش را بینم، ناگهان او را در کنار خود حس کردم. او به سنگ صاف و بزرگی اشاره کرد و گفت:«آنجا بنشین».

    نگفت چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد. نگفت بسیار دردناک است، فقط گفت: تو باید دختر شجاعی باشی. کارش را مثل یک جلاد شروع کرد.

    مادرم پشت سرم نشست و سرم را به سینه  اش چسباند. پاهایش را دور بدن من احاطه کرد. ریشه درختی را که در دست داشت بین دندانهای من گذاشت .

    گفت:«گازبزن».
    از ترس خشک شده بودم…

    من به میان پاهایم خیره شدم و دیدم زن کولی -شبیه بقیه پیرزنان سومالیایی بود- با یک روسری رنگی که دور سرش پیچیده بود، همراه با یک پیراهن سبک پنبه ای- با این تفاوت که هیچ لبخندی بر لب نداشت. نگاهش ماننده نگاه مرده‌ای بود که هنوز چشمهایش را نبسته باشند .

    دستهایش داخل کیف دستی اش که از جنس گلیم‌هائی بود که روی آن می‌خوابیدیم در جستجو بود. چشمانم روی کیف دستی میخکوب شده بود. می‌خواستم بدانم با چه چیزی می‌خواهد مرا ببُرد. یک چاقوی بزرگ را تجسم می‌کردم، ولی او از داخل آن کیف، یک کیف کوچک نخی بیرون آورد. با انگشتان بلندش داخل آن را گشت و بالاخره یک تیغ ریش تراشی شکسته بیرون کشید. به سرعت تیغ را از این رو به آن رو چرخاند و امتحان کرد. خورشید به سختی بالا آمده بود. نور به اندازه‌ای بود که رنگها را ببینم ولی نه با جزئیات. خون خشک شده‌ای را روی لبه دندانه دار تیغ دیدم. روی تیغ تف کرد و با لباسش آن را پاک کرد. همچنان که آن را به لباسش می‌سابید، دنیای من ناگهان تاریک شد. مادرم دستمالی را روی چشمانم انداخت .

    چیزی که بعد از آن حس کردم بریده شدن گوشتم، آلت تناسلیم، بود. صدای گنگ جلو و عقب رفتن اره وار را بر روی پوستم می‌شنیدم .

    وقتی به گذشته فکر می کنم، نمی توانم باور کنم که چنین اتفاقی برایم افتاده است. همیشه فکر می‌کنم درباره کس دیگری سخن می‌گویم. نمی دانم چگونه احساسم را بیان کنم تا بتوانید آن را روی بدن خود حس کنید. مثل این بود که کسی گوشت ران شما را برش بدهد یا بازویتان را قطع کند. با این تفاوت که این قسمت حساس ترین بخش بدن است .

    من حتی کوچکتری حرکتی نکردم، زیرا «امان» [ خواهرم] را به یاد داشتم و می‌دانستم هیچ راه فراری وجود ندارد. فکر می‌کردم اگرتکان بخورم درد بیشتر می‌شود. فقط پاهایم بدون اراده شروع به لرزیدن کرد. از حال رفتم…

    وقتی بیدار شدم گمان می‌کردم تمام شده است، ولی بدتر از زمان شروع بود. چشم بندم کنار رفته بود و من زن جلاد را دیدم که یک مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده بود. او از آنها برای ایجاد سوراخهایی در پوستم استفاده کرد. سپس نخ سفید محکمی از سوراخها رد کرد تا مرا بدوزد. پاهایم کاملا‌ بی‌حس شده بود، ولی درد بین آنها آنچنان شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. مادرم مرا در بازوانش گرفته بود- برای آنکه آرام بگیرم به او تماشا می‌کردم…

    چشمانم را باز کردم. آن زن رفته بود. مرا حرکت داده بودند و بر روی زمین نزدیک صخره خوابانده بودند. پاهایم از مچ تا ران با نوارهایی از پارچه به هم بسته شده بود، به طوریکه نمی توانستم حرکت کنم. من اطراف را به دنبال مادرم نگاه کردم، ولی او رفته بود. سنگی را نگاه کردم که مرا روی آن خوابانده بودند. از خون من خیس بود. مثل اینکه مرغی را در آنجا سر بریده باشند. تکه‌هایی از گوشت تنم، آلت تناسلیم، آنجا افتاده بود، دست نخورده، زیر آفتاب در حال خشک شدن بود .

    دراز کشیدم، به خورشید که حالا دیگر بالای سرم ایستاده بود نگاه کردم. هیچ سایه‌ای اطراف من نبود و موجی از گرما به صورتم سیلی میزد. تا اینکه مادرم همراه با خواهرم برگشت. مرا به سایه یک بوته کشاندند. این یک سنت بود. یک سر پناه کوچک زیر یک درخت آماده کرده بودند، جایی که من تا زمان بهبودی استراحت کنم. چند هفته، تنهای تنها، تا کاملا خوب شوم.

    فکر کردم عذاب تمام شده، اما هر بار که خواستم ادرار کنم درد شروع می‌شد. حالا می‌فهمیدم چرا مادرم می‌گفت زیاد آب و شیر ننوش. مادرم اخطار کرده بود که راه نروم. بنابراین نمی توانستم طنابهایم را باز کنم. چون اگر زخم‌ها از هم باز می‌شد، کار دوخت و دوز باید دوباره انجام می‌گرفت .

    اولین قطره ادراری که از من خارج شد، انگار اسید پوستم را می‌خورد. وقتی زن کولی مرا دوخت، فقط سوراخی به اندازه سر چوب کبریت برای ادرار و خون- در زمان پریدی- باز گذاشته بود. این استراتژی خردمندانه، تضمینی بود برای اینکه تا قبل از ازدواج هیچ رابطه جنسی نداشته باشم و شوهرم مطمئن باشد یک باکره تحویل گرفته است .

    هر هفته مادرم معاینه ام می‌کرد تا ببیند کاملا بهبود یافته ام. وقتی بندهایم را از پاهایم گشودم، توانستم برای اولین بار به خود نگاهی بیندازم. یک تکه پوست کاملا هموار کشف کردم که فقط یک جای زخم در وسط آن بود. مانند یک زیپ، که آن زیپ کاملا بسته شده بود. آلت تناسلیم مثل یک دیوار آجری مهر و موم شده بود تا هیچ مردی توانایی دخول تا شب عروسیم را نداشته باشد…زمانی که شوهرم با یک چاقو یا فشار، آن را از هم می‌درید !


  • دوشنبه 6 اردیبهشت 1389

    فردا مرا چو قصه فراموش می کنی !!!

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :شعر و ادب ،

    امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
                                                   فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
    این در همیشه در صدف روزگار نیست
                                                 می گویمت ولی توکجا گوش می کنی
    دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
                                                 ای ماه با که دست در آغوش می کنی
    در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
                                            هشیار و مست را همه مدهوش می کنی
    می جوش می زند به دل خم بیا ببین
                                                      یادی اگر ز خون سیاووش می کنی
    گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
                                                 بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی
    جام جهان ز خون دل عاشقان پر است 
                                                    حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی
    سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
                                                 زین داستان که با لب خاموش می کنی


    جمعه 3 اردیبهشت 1389

    چگونه کیفیت روابط جنسی خود را افزایش دهیم

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :برای بزرگترها (18+) ،

    آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که از زندگی جنسی خود لذت نمیرید؟بهتر است بدانید که رابطه جنسی برای حدود ۶۰ درصد از زنان عامل فشار و استرس است اما شاید اگر توصیه های که در ادامه آمده است را دنبال کنید بتوانید احساس بهتری داشته باشید شادتر شوید و از زندگی لذت بیشتری ببرید.

    درباره کیفیت عمل جنسی با همسر خود صحبت کنید
    همین امشب ۱۵ دقیقه زمان بگذارید و در این مورد با همسر خود بحث و گفتگو کنید .بهتر است پس از شام و قبل از خاموش کردن چراغها اینکار را انجام دهید.

    انتخاب هدف مورد علاقه
    خجالت را کنار بگذارید و کمی جسارت به خرج دهید. بهتر است از همسر خود بپرسید که به چه کاری بیشتر علاقه دارد.مطالعات در سال ۲۰۰۸ نشان دهنده این است که افرادیکه در این مورد با همسر خود صحبت میکنند کمتر دچار انفعال در راوبط جنسی خود می شوند .

    یادداشت ۵ ویژگی برتر بدن همسرتان
    مطالعات انجام شده در دانشگاه هاروارد نشان میدهند که زنانی که احساس زیبایی و جذابیت دارند بیشتر از روابط خود لذت میبرند.در یک نظر سنجی یبش از ۲۰ درص از زنان عنوان کردند که خجالت مانع از لذت بردن انها میشود و انان از بعضی ا قسمتهای اندام خود راضی نبوده و احساس بدی در باره ان داشتند.

    بوسه خداحافظی
    این کار باید همانند مسواک زدن برای شما به صورت عادت در بیاید که هنگامی که از یکدیگر جدا میشوید , یکدیگر را ببوسید. این کار تاثیر بسزای د ر ایجاد صمیمیت و شور و نشاط در طول روزتان میشود.
    صبح ها کمی  در رختخواب  متنظر بمانید .
    به جای انکه با شنیدن  صدای زنگ ساعت با یک پرش از جا بپرید و از رختخواب بیرون بیائید بهتر است کمی در رخخواب مانده و یکدیگر را نوازش کنید . اینکار ممکن است فقط ۳۰ ثانیه زمان ببرد اما تاثیری که نگاه کردن به یکدیگر و نوازش دارد قابل بیان نیست .

    یوگا و رابطه جنسی
    الن بارت نویسنده کتاب یوگا و روابط جنسی میگوید ذهن بیش از یک میلون نفر از مردم هنگام مقاربت در جایی غیر از مکانیست که در آن بسر میبرند
    سعی کنید با کمک یوگا یاد بگیرید که چگونه بتوانید ذهنتان را متمرکز کنید و در یک مکان احسات جسمی و روحیتان را متوقف کنید.

    لباسهای زیبا بپوشید
    این یک روش بسیار زیرکانه است که هنگامیکه برای عمل مقاربت اماده میشود از لباس های زیر زیبا استفاده کنید.

    رابطه جنسی در صبحگاه
    یک دکتر غدد و استادیار بالینی در یکی از دانشکده های پزشکی میگوید بهترین زمان برای عمل مقاربت صبح است. افراد تمایل بیشتری به مقاربت در صبح دارند, که اینکار باعث مشود هورمون اکسی توسین در بدن شما رها شود و شما تمام طول روز را با روحیه و انرژی به کار خود ادامه دهید و علاوه بر این صبح ها میل جنسی شما برانگیخته تر است.

    اتاق خوابتان را مرتب کنید
    در هم برهمی بعضی از اتاقهای خواب مانع تمرکز و لذت بدن از عمل جنسی میشود.
    توصیه میکنیم اتاقتن را مرتب کنید و سعی کنید اتاق خواب و اتاق کارتان را از یکدیگر جدا کنید.


    جمعه 20 فروردین 1389

    «هفت گنج»

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

    از«هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویزبارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است .«ساسانیان» اثرکریستین سنیکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و ازگنج گاو،دستمال نسوز،تاجیاقوت‌نشان،تخت طاقدیس،طلاى مشتافشار،گنج بادآوردوتخته نردی از یاقوت وزمردبه عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نامبرده است

    خسرو پرویز پادشاه ساسانی


    گنج گاو

    کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید.


    دستمال نسوز

    یکى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است

    تاج یاقوت‌نشان

    از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد سنگینى تاج را احساس نکند

    تخت طاقدیس

    یکى دیگر از عجایببارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایشاز نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی،هفت اقلیم، صورتهاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آنوسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصولسال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مىریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید


    طلاى مشت افشار


    خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاىمشت فشار یا مشت افشار معروف بود . این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون مومنرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت.این قطعه طلا را از معدنى در تبتبراى خسرو استخراج کرده بودندو200 مثقال وزن داشت


    شطرنج و تخته نردی از یاقوت وزمرد


    آورده اند كه در میانشگفتی های خسرو پرویز ساسانی به شطرنجی اشاره شده است كه مهره هایش از یاقوت و زمردبوده و از تخته نردی سخن رانده می شود كه از مرجان و فیروزه بوده است



    دوشنبه 16 فروردین 1389

    شما کدامیک را انتخاب می کنید ؟

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :شعر و ادب ،

    زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.» آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.» عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.» زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.» زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.» زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟» عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.» مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.» عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟» پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست . 


    پنجشنبه 12 فروردین 1389

    شب زفاف

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :برای بزرگترها (18+) ،

    شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب را تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.

    منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه می کنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .

    ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند. همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است .

    این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت . اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
    دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :

    ۱- درد به علت پارگی پرده بکارت .
    این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است .

    این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
    ۲- درد به علت دخول
    این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.
    در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :
    ۱- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
    ۲- استفاده از ژل لوبریکانت
    ۳- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
    ۴- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
    ۵- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.
    پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمی شود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید. تا ۳ روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود.
    آن سوی زفاف
    پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز “زنانگی” و پایان “دوشیزگی” شمرد. تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی ” شرم ” نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.
    در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.
    این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است. معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند.

    در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.
    از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.
    در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.
    بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد.

    این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد. هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود. عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید.

    در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد. اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است. به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد.
    حساسیت شب زفاف
    زفاف که همان ازاله ی بکارت در دختر است برای هر دو از خاصیت خاصی برخوردار است . انجام ناقص و یا وحشیانه ی آن در دختر می تواند آثار سوء جبران ناپذیری را ایجاد کند . داماد باید حالت خاص عروسش را درک کند و بدون آمادگی همسرش با او آمیزش نکند . مرد جوان باید عریزه ی جنسی خویش را کنترل کند و اگر در همسر خویش آمادگی نمی بیند صبر کند تا زمان مناسب فرا رسد و با مساعد شدن شرایط با ملاطفت و آرامی زفاف را انجام دهد . برخی از جوانهای بی تجربه شرایط حساس همسر خویش را در نظر نمی گیرند و در همان شب اول بنیاد زندگی خویش را خراب می کنند .
    چون پسر و دختر نادان بوند گله چران یا که شتر بان بوند
    درس زناشویی کجا خوانده اند کی بره قافله پی برده اند
    ببر صفت حمله به آهو کند غرش و تندی و هیاهو کند
    ای پسر آخر دمی آرام باش ای شتر مست دمی رام باش
    تندی داماد و خموشی زن سرد کند جمله چو صد بادزن
    »» این شب برای اغلب زوجها شب پر التهابی است و اولین شب ارتباط جنسی جدی میان آنهاست.
    »» زنها در این شب به شدت نگران و مضطرب هستند
    »» خاطره این شب تا پایان زندگی در ذهن زنان باقی می ماند.حتی اگر بعدها ازدواجهای مکرری کنند.
    »» پاره شدن پرده بکارت اغلب با آمدن مقداری خون همراه است و این برای طرفین مهم و استرس آور بوده و در زنها همراه با درد و سوزش و ضعف جسمانی است.
    »» مردها سعی کنند قبل از شب عروسی با خانواده خود جهت کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط به طور جدی صحبت کنند.
    »» به همسر خود برای کسب اعتماد به نفس قبل از شب زفاف روحیه بدهید.
    »» هیچ لزومی ندارد که مردها همان شب اول پرده زن را پاره کنند. بهتر است به شب دیگری موکول گردد.
    »» سعی کنید این شب را با معاشقه و بوسه و لمس بگذرانید و دخول را به شبهای دیگر موکول کنید.
    »» این شب را در آغوش هم و برهنه تا صبح سپری کنید.
    آداب و رسوم غلط در شب زفاف:
    هم در گذشته و هم در حال حاضر در خانواده های سنتی ایرانی رسم است که در شب اول عروسی (شب زفاف) زنان پشت در اتاق عروس و داماد می نشینند تا داماد پارچه ای خونین را نشان آنها بدهد تا از پشت در بلند شوند و به خانه های خود بازگردند. این دستمال خونی نشان دهنده پاره شدن پرده بکارت عروس توسط داماد است.
    در تلقی عمومی جامعه ما ، شب ازدواج و زفاف ، شب خوشبختب و رسیدن به آرزوهاست ، اما شب زفاف شب خستگی هم هست ، شب اظطراب و نگرانی است شب سر درد شب گریه شب سوزش معده و شب …….و حتی شاید شب بر باد رفتن آرزوها هم باشد .
    اینکه چنین شبی با جایگاهی که در فرهنگ اجتماعی ما دارد و اثرات آن بر زندگی ما اینقدر درباره اش کم صحبت شده و حتی از دید نویسندگان و دیگر هنرمندان ما هم پنهان مانده خود معمایی است .
    شب عروسی در فرهنگ ما فعلا اون موقعی است که دو تا آدم که چند وقت در تدارک ازدواج بوده اند برای اولین بار زن و شوهر میشوند وبه صورت رسمی در یک رختخواب میخوابند ، شب ازدواج فقط و فقط یک کار اجباریست . شما و همسرتان باید از ماشین عروس پیاده شوید ، به درون خانه بروید و در را ببندید .همین . هر کس دیگری انتظاری یه غیر از این داشت زیاد به خرفش گوش نکنید .
    در فرهنگ ما ازدواج به همه فامیل مربوطه بعضی جاها ( که از لحاظ سواد عمومی سکس در مرحله پایین تری هستند ) از داماد انتظار دارند در عرض ۱۰ دقیقه تا نیم ساعت پارچه خون آلودی را به عنوان نشان باکره بودن عروس تحویل بده بعضی ها ممکنه تا شب ازدواج عروس اشون یا دامادشون را ندیده باشند و خیلی های دیگه ممکنه اون رو لخت ندیده باشند عده زیادی هم هستند مه قبل از عروسی با همسرشون سکس داشته اند ، پس پیچیدن یک نسخه ثابت غیر ممکن است اما چیزهای مشترکی هم وجود دارد .
    همه ما شب ازدواج خسته ایم توی این بحثی نیست ازدواج ایرانی سخته حداقل یک هفته دویدن و حرص خوردن داره دنبال جا میگردید خونه رو مرتب میکنید . دعوت فامیل و خلاصه تحمل دردسر های جشن . همه اینا باعث می شود که بهترین شب زندگی شما با خستگی و تنش های بدنی شروع بشه . عروس و داماد یا به اجبار غذا میخورند یا اصلا فرصت غذا خوردن پیدا نمیکنند و هر دو حالت برای یک سکس خوب مضر است .
    پس این شب چکار باید کرد ؟ احیانا دفعه اولی است که میخواهیم سکس داشته باشیم . تاثیر خستگی و اضطراب را میدونید ؟ برای آقایون این احتمال هست که اندام جنسیشون راست نشه و در صورت وقوع این امر اضطراب جند برابر می شود و اوضاع بدتر . در مورد خانمها این اضطراب باعت خشک شدن مهبل می شود که حتی برای خانمهای کارکشته هم دخول مشکل می شود چه برسه به دختری که برای اولین بار میخواد دخول را تجربه کنه .پس اولین کار شما مبارزه با اضطراب است . بهتر است اون دسته از کسانی که فامیل هاشون منتظر دیدن دستمال خونی هستند این مطلب را براشون روشک کنند که این فکر بیهوده ای است و بهتره شما را به حال خودتون بذارن
    برای مبارزه با اضطراب اینه که منبع اونو از بین ببرید . منمبع اضطراب شب زفاف است اجبار به عمل جنسی است پس این ” اجبار ” لعنتی را از بین ببرید .
    اگه میتوانید با همسرتان صحبت کنید و بگویید احتیاجی نمیبینید که شب اول در اوج خستگی و تنش و اضطراب حتما سکس داشته باشید صحبت کنید چه قبلا و چه وقتی آخر شب با هم تنها هستید که عاشق عمل جنسی هستید ولی امشب اجباری در انجام کامل اون ندارید و بهتر میبینید که این کار را به فردا یا روزهای بعد موکول کنید که بدن هاتون تازه هستند و فکرتون باز و از نظر وقتی هیچ جور تنگی ندارید .
    با این فکر هم آغوشی را شروع کنید اگر دوست داشتید تا آخرش بروید و هرجا احساس کردید وقتش نیست متوقف شوید . اما خواهشا وحشی بازی هم در نیارید عمل هماغوشی را یک اجبار نشون ندهید نه به مرد و نه به زن . مرد باید اولین نکته براش راحتی و آرامش همسرش باشه و زن به جای اینکه مردانگی را توی …. سفت و دراز و زور زیاد ببینه توی اخلاق و رفتار دنبالش بگرده.
    یک نکته بسیار مهم : در اولین تجربه سکس اگر باعث ناراحتی و ناخوشایندی طرف مقابل خود بشوید این کار مطمئنا از لحاظ روحی و روانی تاثیر بدی روی سکس آینده شما هم خواهد داشت ( می دانید که روان آدمی در سکس چقدر تاثیر گذار است)
    صحبتی با آقا دامـــــــاد :
    قبل از هر چیز یادتان باشد که آب یا نوشیدنی دیگری که میل دارید در اتاق باشد که اگر هر کدام از شما احساس تشنگی کردید لازم نباشد بروید بیرون دنبال نوشیدنی بگردید .
    چون خیلی ها شب اول به خاطر ترس و تنش و….. دهنشان خشک می شود و احتیاج به آبی دارند وارد خانه که می شوید قبل از افتادن روی مبل و صندلی بطرف همسرتان بروید و او را در آغوش بکشید ، زیر گوشش بگوید که دوستش دارید و قول بدهید که این زندگی زیبایی را که کنارش شروع کردید را ادامه خواهید داد . همین طور که در آغوشش گرفتیه اید به سمت جایی برای نشستن برویدو کنار هم بنشینید . هم او خسته است و هم شما .
    توی صورتش نگاه کنید و بگویید که زیباست هیچ عجله ای نکنید با حوصله باشید و صبور . آرام حجابش را بردارید و عاشقانه به همسرتان نگاه کنید و تکرار کنید که واقعا زیباست بسیار ظریف یه دستهایش دست بزنید دست ها را بالا بیارین و آرام ببوسید . بعد از بوسه چند لحظه مکث کنید و به خاطره این بوسه فکر کنید ( اینجا فرصت مناسبی است که آیا آب یا نوشیدنی دیگه ای لازم داره ؟)
    اگر قبلا با همسرتون سکس داشته اید این کارها را به عنوان یک عروس با او بکنید واگر نداشته اید و دختر از طبقاتی باشد که هیچ وقت با پسری حتی خود شما نبوده به او اطمینان بدهید تا ترس و اضطرابی نداشته باشد . توجه کنید که زنها نسبت به بدنشان خیلی حساس میباشن پس یک ضرب به سینه ها یا جاهای دیگر دست نزنید اگر خیلی خسته نیستید با همسرتان بایستید و ایستاده در اغوشش بگیرید اینطوری میتوانید آروم دستهاتونو حرکت بدین و پشت بدن همسرتونو نوازش کنید آروم در گوشش حرف های عاشقانه بزنید .
    بقیه مراحل به همین سادگیست به آرومی همین فضا را دنبال کنید ( عاشق باشید و اعتماد دهنده به طرف مقابل در هر تماس ). کنار هم دراز بکشید و آروم تا حدی لباسها را در بیاورید همسرتان را تحسین کرده و شهوت انگیزی اش را بهش یاد آور شوید . سانتی متر یه سانتی متر بدن همسرتان را لمس کرده و به آن عادت کنید .
    صحبتی با عروس خانم :
    خانم عزیز شما هم وظیفتان همین چیز هاست . اگر لباس آقا داماد را تا آخر در آورده اید بهش بگوید به پشت بخوابد و چشماش را ببند با احتیاط کامل به بدن همسرت دست بکشید آلت جنسی او را اگر خواستید نوازش کنید و نه کار بیشتر . اگر بار اول است در این جلسه اجازه دهید که گذشت زمان همه چیز را یاد بدهد جلسه اول حداکثر می تواند شناخت باشد به هر حال نه آقا از آلت جنسی شما زیاد سر در نیارورد و نه شما از آلت جنسی او پس یک حرکت لذت بخش را شروع کنید مانند نوازش آلت همدیگر و کمی به همین حرکت ادامه دهید .

    قصدتان کمی نوازش و بعد خوابیدن و استراحت کردن باشد هرچند ممکن است که چیز های دیگری هم پیش آید . سکس لازم نیست حتما دخول باشد اگر بخواهید یک ضرب سراغ دخول بروید مثل اینه که با زبانی که نمیشناسید برنامه نویسی کنید . صبر کنید تا اول چگونگی موضوع را یاد یگیرید این باعث می شود موقع عمل مقدمات را خوب بدانید
    خلاصه کلام :
    ۱ – تا احساس آمادگی کامل برای کاری نکرده اید وارد عمل نشوید .
    ۲ – هر لحظه مطمئن باشید همسرتان راحت است ( آقایون بیشتر توجه کنند چون این عمل اولین بار برای خانمها خیلی اضطراب آور تر است )
    ۳ – اگر عروس باکره باشد از پرده بکارت نترسید اگر دخول را درست انجام بدهید پرده بکارت بدون درد یا خونریزی باز خواهد شد .
    این عضو در مردان به صورت استوانه ای شکل می باشد که از ۳ بافت تو درتو تشکیل شده.این بافتها اسفنجی شکل هستند و میتونین شکل یه توری رو واسه خودتون مجسم کنین .در واقغ اونها حاوی میلیونها فضای خالی هستند که در زمان تحریک جنسی توسط خون پر می شوند و باعث بر انگیختگی آلت جنسی می شوند.

    پوست آلت هم شل و کاملآً قابل کش اومدنه تا بتونه خودش رو با هر دو حالت فیزیکی آلت تطابق بده….اما کارایی این عضو که معمولاً آقایون بخاطرش فکر میکنن خیلی کارشون درسته! محتاج فعالیت چند عضو دیگه است که من بصورت خیلی ساده اونها رو براتون میگم:
    کیسه بیضه یا : Scortum – این عضو از بسیاری مخازن خون و اسپرم تشکیل شده و در واقع کار اصلیش تنظیم حرارت بیضه ها میباشد.بطور معمول در آقایون دو بیضه وجود دارد که (… و اینکه یکیش هم بالاتر از اونیکی باشه کاملاً طبیعیه!! کشتین منو با این سوالتون!!) فوق العاده حساس می باشد.کیسه بیضه از ماهیچه هایی تشکیل شده که در هنگام گرما شل میشن و بین بیضه و بدن فاصله می اندازن و در هنگام سرما هم جمع شده و بیضه ها رو به بدن میچسبونن.

    بدن انرژی زیادی رو صرف ثابت نگه داشتن دمای این منطقه میکنه .آقایون توجه کنن که برای همینه که زمستونها ته ۲ تا جیب شلوارشون سوراخ میشه!! چون وقتی با دوستاشون ایستادن چرت میگن ، نا خود آگاه می خواهن دستشون رو به سمت این قسمت ببرن تا هم باعث تقسیم گرمایی بشن و هم این عضو رو از سرما حفظ کنن!!
    بیضه ها: در این بخش هورمونهایی مثل تستسترون، هورمون ابتدایی مردانه ، و اسپرمهای ناآماده تولید میشه.درون بیضه توده عظیمی از لوله که بهش Seminiferous Tubules یا لوله منی ساز میگن وجود داره
    Epididymis : یه لوله قطور ماهیچه ای که روی بخش پشتی بیضه خوابیده که اسپرمها رو انبار میکنه و با انقباضش اونها رو به سمت رگی به اسم Vas deferens می بره تا اون رگ مواد رو از توی مثانه رد کنه.در مردان لوله خروج ادرار و منی در انتهای پرسوتات یکی میشن …ولی برین خدا رو شکر کنین که در زمان برانگیختگی دریچه لوله ادراری بسته میشه تا همه چی قاطی پاطی نشه!!!…مواد بعد از اینجا وارد رگ اصلی برون ریز یا Urethra میشوند که اینکار هم توسط Ejaculate duct انجام میشه.البته فراموش نشه که به رگ برون ریز عضوی به اسم Seminal vesicles ضمیمه شده که با همکاری پروستات باعث میشن مواد قندی فراکتوز اضافه بشه تا اسپرمها مواد غذایی لازم رو بدست بیارن . یعنی درواقع انرژی بگیرن و محیط مناسبی برای پرورش و آماده شدن اسپرم فراهم بشه. بعد از این لوله برون ریز مواد رو بسمت خروج از بدن هدایت میکنه و شما دجار انزال میشین…

    اما ۲ قسمت دیگه وجود داره که توجهتون رو بهش جلب مبکنم.
    یکی غده Bulbourethral که در ابتدای برانگیختگی یه پیش آب راه براتون فراهم میکنه تا لوله برون ریز از اسیدها و مواد ادراری پاکسازی بشه.این آب درابتدا حاوی هیچ اسپرمی نیست ولی اگر بعد از یکبار انزال مایع منی همچنان در لوله باقی مونده باشه در کورس بعدی می تونه اسپرمها رو با خودش حمل کنه و براتون یه بچه کاکل زری بالا بیاره!! ولی بدونین احتمالش پایینه اما وجود داره….
    نکته دوم ماهیچه ایه که بین معقد وآلت تناسلی قرار داره و در واقع ۲ جا رو کنترل میکنه.برای همینه که هر وقت فشاری به آلت می یارین همون فشار به معقد هم وارد میشه


    یکشنبه 8 فروردین 1389

    جوک عیدانه

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :اس ام اس ،

    سلام 

     به مناسبت سال نو سعی کردم چند تا اس ام اس با حال بزارم . اگه تکراری بود , شرمنده ام .

    میدونی شباهت یه ترک با اسپرم چیه؟  تو هر دو تاشون از هر چند ملییون یکیش آدم در می آد !!!!

    زین پس به جای کلمه غریب و نامانوس " چراغ خواب " بگویید : " شاهد ماجرا "

    به ترکه میگن با جوراب جمله بساز . میگه : دیشب عمت رو کردم بد جور آبم اومد !!! 

    ترکه از 8 شب تا پنج صبح یه ضرب فیلم سوپر میبینه, بعدم تو همون حال حالی به حالی پا میشه میره سر کوچه یه دست کله پاچه بزنه . یارو براش 2 تا پاچه می زاره با یه زبون , بعد می گه : آبشو بریزم توش ؟ ترکه که هنوز تو جو دیشب بوده , میگه : نه جونی . . . نریز توش . . . آبشو بپاش رو سینم !!!

    کیشمیشه به نخودچیه گیر داده بوده , بهش میگفته : جووون !! قربون اون چاک سینت ! نخودچیه میگه : خفه . . . خفه . . . همین چرت و پرت ها رو میگی که چوب به کونت کردن !!!

    یه مرده سوار تاکسی میشه و شروع می کنه با راننده درد و دل کردن . میگه : از وقتی زنم آموزش رانندگی میدید هر شب معامله ی ما را می گرفت  و می گفت : دنده یک , دنده دو , . . .  اما از وقتی سهمیه بندی کردن شبا میاد تا 20 لیتر بنزین نگیره معامله ما را ول نمی کنه !!!

    زین پس به جای کلمه غریب و نا مانوس " جنده خانه " بگویید : " پایگاه داده ها "

    یه قزوینیه داشته ترتیب یه بچه را می داده . بچه هم اون زیر خیلی بهش سخت می گذشته داد می زنه : کمک . . . کمک . . . قزوینیه با خونسردی میگه : بالام جان اولا از کمک خبری نیست , دوما اگه کمک هم بیاد کمک من می آد نه تو !!!

    زنه رشتیه بهش می گه : آقا جان , یه کفش واسه عید ما نخریدی ها !!! رشتیم میگه : خانم جان ,  تو که لنگات همیشه هواست کفش می خوای چی کار ؟!!

    از ترکه می پرسن : موقع معاشقه , مرد ها بیشتر حال می کنن یا زن ها ؟ ترکه میگه :ایلده این که معلومه ! شما وقتی انگشتت را می کنی تو گوشت , انگشت بیشتر حال میکنه یا گوشت ؟!!

    رشتیه میره خونه می بینه روی قالی جای کفشه . جای پاها را دنبال می کنه می رسه به اتاق خواب , می بینه یکی با زنش سخت مشغوله . داد می  زنه : مرتیکه بی ناموس ! در بیار ! در بیار ! یارو جفت می کنه, میکشه بیرون . رشتیه شاکی میشه  میگه : بابا اون صاحب مرده رو نگفتم که , کفشاتو گفتم !!!


    یکشنبه 8 فروردین 1389

    طهران , تهران

       نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :فیلم و سینما ،

     عوامل فیلم  طهران، تهران 

    گروه كارگردانی
    ۱- داریوش مهرجویی كارگردان
    ۲- رضا درمیشیان دستیار اول كارگردان
    ۳- رضا درمیشیان برنامه ریز
    ۴- آرش خوشخو مدیر روابط عمومی
     
    گروه بازیگران
    ۱- پانته آ بهرام  
    ۲- فریده سپاه منصور  
    ۳- قربان نجفی  
    ۴- اكبر مشكاتی  
    ۵- كتایون امیر ابراهیمی  
    ۶- مهتاج نجومی  
    ۷- رحمان حسینی  
    ۸- اردشیر كاظمی  
    ۹- پرویز نوری  
     
    خلاصه داستان :
    داستان گردش یك گروه توریست در شهر است.

     

    فیلم " طهران ، تهران" به مانند عنوانش فیلمی است دو اپیزودی كه اپیزود اول را با توجه به "ط" دسته دارش كه نشانه ی تمامی نوستالژی پنهان پشت یك اسم و یك شهر است،" داریوش مهرجویی" كارگردان قدیمی تر كه حالا دیگر گرد سفیدی روی موهایش نشسته و یادآور چندین سال سینمای دوست داشتنی برای همه ماست  كارگردانی كرده است.

    داریوش مهرجویی از سرگشتگی های فلسفی "هامون" و تنهایی و انزوای "لیلا" و " پری" عبور كرده و حالا كه دنیا را با عینك سال ها تجربه و زندگی می بیند به  رضایت و سرخوشی " مهمان مامان" و حالا اپیزود " طهران" رسیده است.
    اپیزود "طهران " با وقوع یك فاجعه و تنش شروع می شود. در لحظه ی سال تحویل سقف خانه ای فرومی ریزد و این یعنی یك چالش پیش روی خانواده ی داستان. بهترین ملات برای ساختن فیلمی اجتماعی و پراز تلخی . خانه ای كه خراب می شود و خانواده ای كه  تمام خوشی عیدشان قاعدتا باید خراب شود . اما این بار پشت سكان فیلم كارگردانی  نشسته كه آن قدر زندگی كرده كه بداند پشت هر زشتی و سختی ، چه زیبایی ها پنهان شده است.
    بعد از آوارشدن سقف خانه بر روی سر خانواده ی چهارنفره ی " نجیب" ، این خانواده برای گذراندن روز اول عید ، با یك تور تهران گردی همراه می شوند . توری كه تمامی مهمانانش مردان و زن های مسن و دنیادیده ای هستند كه یك جورهایی تماشاگر احساس می كند انگار با همكلاسی های سابق و همراه های دوران جوانی خود مهرجویی همسفر شده است. پیرمرد و پیرزن های خوشحالی كه از همه نوعی می توان بینشان پیدا كرد . از عاشق گرفته تا بهانه گیر. و این سفر تهران گردی بهانه ای می شود تا تماشاگرهم با مسافران همراه شده ،پوسته ی بیرونی تهران را كه همیشه برایش شهری بوده پر از دود و ترافیك و ازدحام بشكافد و به قلب تپنده و داستان های این پایتخت حالا پیر نزدیك شود. در واقع این اپیزود به همه مان نشان می دهد كه می توان یك فیلم كاملا سفارشی و تبلیغاتی را طوری ساخت كه هم سینما باشد و لذت بخش و هم اهداف تهیه كنندگانش را برآورده كند.
    از موسیقی این اپیزود نباید بی تفاوت گذشت كه بار اعظم نوستالژی تهران پیر را بر دوش می كشد. بازی های فیلم به خصوص بازی " پانته آ بهرام" بسیار چشمگیر و باورپذیر است و تمامی بازیگرها ، حتی مسافران تور تهران گردی خیلی خوب خودشان را با دنیای جلوی دوربین وفق داده اند و تمام این ها در درآوردن فضای رئالی كه مشخصه ی فیلم دیگر مهرجویی یعنی " مهمان مامان" هم بود كمك كرده است.
    پایان فیلم به همان حلاوت و خوش بینی " مهمان مامان" است. باید به مهرجویی كه از " گاو" تا " طهران" آمده است و تلخی "سنتوری" و توقیفش را چشیده اعتماد كرد و از خوش بینی اش  لذت برد. مهرجویی آن قدر پیرهن پاره كرده است كه بداند چنین خوش بینی هایی را می توان در ژانر علمی – تخیلی طبقه بندی نكرد .

     


    شنبه 7 فروردین 1389

    سال نو مبارک

       نوشته شده توسط: امیر حسین    

    سلام  . . . سلام . . . سلام . . .

    سلامی به زیبایی بهار . سلامی به  قدمت نوروز . اصلا سلام به شما . سال نو بر شما مبارک

    یه  ماهی اپ دیت نشدم چون کامپیوترم خراب بود اما چون می دانستم  خیلی دلتنگ منید دیگه گفتم بیام و عید را به همه شما تبریک بگم . امسال واقعا تا اینجا سال خوبی بوده . می گید چرا ؟ چون آخوند ها بعد از 30 سال می خوان  . . . گشادی را کنار گذاشته و یه کم به فکر ما مردم  خوشه 3 بکنن . می خوام در اوایل سال هم یه آفرین هم به عزیزانی که جیم شدن و مسافرت رفتن بگم که فکر نکن ما گاگولیم , فهمیدیم که برای مهمون نیومدن رفتن ,  اما امیدوارم سفرشون بی خطر باشه . ما امسال هم که با برد استقلال شروع شد و ما امیدواریم  که سومین ستاره را هم روی پیراهن تیم تاج ببینیم .  راستی کانال تپش هم دوباره راه اندازی شد و دوستانی که فرکانسش را ندارند کاغذ ها را اماده کنند و بنویسن : ( 10971 / h / 27500 ) .

    راستی امسال می خوام  تلاش و همتم را مضاعف کنم و مطالب جالبی را برای شما در وبلاگم بزارم . راستی دوستان امسال دیگه منتظر کامنت ( نظرات ) شما هستم.  راستی باید عرض کنم که بنده امسال قصد ازدواج ندارم و لطفا سبزه هاتون را به نیت یکه دیگه گره بزنید . از تمامی دوستانم که به وبلاگم سر زدند ,  ایمیل زدند , اس ام اس دادند هم تشکر میکنم . امیدوارم امسال سالی سر شار از شادی و سلامتی برای ما ایرانیان باشد .

    رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
    مکن زغصه شکایت که در طریق طلب / به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
    ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز / که گرد عارض بستان بنفشه دمید
    بهار می گذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم حافظ هنوز می نچشید


    تعداد کل صفحات: 28 1 2 3 4 5 6 7 ...
    Jonamoos Browser (Anti Filter)
    Filtered Url : : آدرس سایت فیلترشده

    :آدرس سایت فیلتر شده
    :نوع فیلتر